محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
293
الحياة ( فارسي )
چون مردگانند و بهره اى از زندگى انسانى با مضمون متعالى و راقى آن ندارند . « 1 » يكى از آن دو تحقير مىشود و به عقدهء خود كم بينى مبتلا مىگردد ، و ديگرى همه جا مورد احترام قرار مىگيرد و دچار عقدهء خود بزرگ بينى . و براى هر يك از دو زندگى - زندگى كاخها و زندگى كوخها - فرهنگى و خصلتى و خلق و خويى است . خلق و خوى ساكنان كاخها جامعه را به اسراف و اتراف سوق مىدهد و آن را به دو قطب تقسيم مىكند : قطب كامورى و قطب ناكامى . تعبيرهاى وارد شده در احاديث - كه در فصل گذشت - در بارهء ساختن خانه و مسكن ( و ديگر ساختمانها ) ، دو چيز را تعيين مىكند : ( 1 ) - حدّ مسكن : مسكن و خانه بايد از مقدار بسنده براى سكنى و از حدّ « كفاف » تجاوز نكند ، و به چيزى « بيش از محلّ سكونت بودن » نرسد . و اين مقدار هر چند بر حسب افراد و خانواده ها و محيطهاى معيشت و سطح معيشتى افراد و حالت اقتصادى حاكم بر زندگى تفاوت پيدا مىكند - كه به تفصيل در « نگاهى به سراسر فصل » سابق از آن سخن گفتيم - با وجود اين لازم است كه مقدار تفاوت از حدود اقتصادى و ميانه روى اسلامى و توازن اجتماعى و تواضع انسانى - كه اسلام به شديدترين وجه در بارهء مراعات آنها تأكيد كرده است - تجاوز نكند . ( 2 ) - هدف مسكن : بايد منظور از ساختن خانه ، سكنى گزيدن و برگزارى مراسمى در حدّ مناسب باشد ( و اين نياز - بنا بر ضرورت عقلى و شرعى و عرفى - جز به مقدار بسنده و كيفيّت مناسب و معتدل نخواهد بود ) ، نه براى برترىجويى و تفاخر و از ديگران خود را برتر نشان دادن ، و موقعيّتى ( كاملا ) متفاوت و اشرافى براى خويشتن فراهم آوردن . با راهى كه اسلام پيموده است ، يعنى اصل محدوديّت در مسكن و
--> « 1 » مگر افرادى نادر كه با فقر اختيارى زندگى مىكنند ، يا كسانى كه بر محروميت و ستمهاى معيشتى شكيبايى مىورزند .